رمان نظر بازان

رمان نظر بازان

تاریخ انتشار: 19/05/09
  • انتشارات: صدای معاصر
  • تعداد صفحات: 525
  • نویسنده: مریم ثروت
بهاء: 670,000ریال | 630,000ریال
اشتراک گذاری:
  • telegram
  • facebook
  • twitter
  • twitter
آنچه در رمان نظر بازان خواهید خواند ...

رمان نظر بازان نوشته مریم ثروت

سرمه دلداده است ودلدار ..دلداده به عشق پسردایی مهربونش یاسین ..ودلدار پسر دایی دیگه اش یزدان ..سرمه است وعشق یک طرفه اش به یاسینی که حتی نمیدونه این عشق وجود داره وبا مهربونی های بی شمارش دل سرمه رو بیشتر از قبل مجنون میکنه ..
زندگی عجب بازی هایی داره ..یکی عاشق ویکی فارق ..یکی عاشق ودیگری مشغول اب تنی درحوضچه ی عشق دیگری ..
وبالاخره درمیون تمام این تب وتاب های عاشقانه پای محمد امین به زندگی سرمه باز میشه ..محمد امینی که امین دردهای سرمه میشه ..
باید دید بالاخره سرمه به عشق کدوم یک از مردهای زندگیش لبیک میگه!

برشی از رمان نظر بازان:

قبولم نمیکنی سرمه؟ تو که میدونی ياسین میخواد با مرضیه ازدواج
کنه.
میدانستم. من بهتر از هرکسی از اين پیوند شوم خبر داشتم.
ـ نمیتونی يه کم، فقط يه کم با من مهربونتر باشی؟
ناامیدانه ادامه داد:
ـ خیال میکردم حالا که از فکر ياسین دراومدی، میتونی درکم کنی
و با دلم راه بیايی.
قدمی به عقب برداشت. بازهم عقبتر و من حس کردم با هرقدم،
اندک‌اندک راه تنفسم آزادتر میشود.
ـ باشه. من بازم صبر میکنم. اونقدر صبر میکنم تا دلت با دلم کنار
بیاد. فقط اينو بدون سرمه…
به آنی سراپای وجودش را هاله‌ای از خشم پر کرد و مثل مردی زخم خورده
زير لب غريد.
ـ اول و آخر مال منی. تو هیچ انتخاب ديگه ای، به جز من نداری. اينو
تو گوشت فرو کن.
با کف دست به تخت سینه اش کوفت.
ـ تو تا ابد زن زندگی يزدانی.
به خودم لرزيدم و با ترس به جای خالی يزدان نگاه کردم که به سرعت
مثال جادوی شعبده بازان از صحن خانه محو شده بود.