رمان جنون عاشقی

رمان جنون عاشقی

تاریخ انتشار: 19/03/30
  • نویسنده: باران
  • تعداد صفحات: 480
  • انتشارات: رمانکده
بهاء: 120,000ریال | 90,000ریال
اشتراک گذاری:
  • telegram
  • facebook
  • twitter
  • twitter
آنچه در رمان جنون عاشقی خواهید خواند ...

عشقی که در دل تاریکی ها به زوال می رسد و معشوقه ی ناکام، اسیر می ماند…
از دل تاریکی گلی می روید به نام مجنون، عشق را جنون وار زنده می کند و مانند گلی در مرداب، زیبایی عشق را می چشاند…

قسمتی از این رمان :

-اخمت رو باز کن من باید شاکی باشم نه تو…
سرش روتکون داد؛ از ژست هایی که می گرفت خنده ام گرفت، نگام کرد…
– خنده هم داره؛ عالم و آدم فهمیدن من از بچگی عاشق دختر داییمم بعد خود خانم

فکر می کرده واسه چیه؛ خب دختر خوب من دو هزار دفعه غرورمو زیر پا گذاشتم از

کس و ناکس خواستم کمکم کنه اون وقت تو… لا الله ال الله..
دستاش رو فرو کرده بود تو جیبش و قدم رو اتاق رو متر می کرد.
-سردرد گرفتم سعید بشین خب، حالا من یه چیزی گفتم…
سرش رو گرفت بالا و چشماش برق میزد؛ اومد نزدیکم و منم رفتم عقب، سرش رو آورد نزدیک…
-جون سعید بگو از کی عاشقم شدی؟
– سعید…
-جوونم…
از خجالت سرخ شدم، سرم رو انداختم پایین… با دستش چونه ام رو گرفت و سرم رو

بلند کرد. نمی دونم چی داشتن این چشما که نمی تونستم ازشون دل بکنم…
نفس گرمش رو تو صورتم پاشید. تار مومو ازجلوی چشمم زد کنار.. گونمو نوازش کرد…

چشمم رو بستم انگار بهم آرامش محض