رمان آنیموس

رمان آنیموس

تاریخ انتشار: 19/05/10
  • انتشارات: صدای معاصر
  • تعداد صفحات: 568
  • نویسنده: هستی قنبری
بهاء: 750,000ریال | 680,000ریال
اشتراک گذاری:
  • telegram
  • facebook
  • twitter
  • twitter
آنچه در رمان آنیموس خواهید خواند ...

‌رمان آنیموس‌‌ نوشته هستی قنبری

زنی به نام غزل که در 18 سالگی و با یک ذهنی خیال پرداز

و کودکانه بزرگترین تصمیم زندگی اش را میگیرد و این تصمیم ت

مام زندگی اش را تحت تاثیر قرار میده … و 10 سال بعد وقتی که دیگه غزل دختری با خیالات رنگی نیست سرو کله مردی تو

زندگیش پیدا میشه که به نظر میرسد نیمه گمشده غزل است ،

اما مشکل بزرگی وجود دارد غزل همسر یه مرد دیگست …!

برشی از رمان آنیموس:

نفهمیدم دقیقا از کجا شروع شد؟! شاید از اولین لبخند او که دوربینم از لب هایش دزدید. نه! شاید هم پیش از این حرف ها، شاید از اولین نگاه شرمگینش که به چشمانم نرسیده، پایین افتاد تا هرگز نتوانم مستقیم به آن دو پیاله ی مست، خیره شوم.
نفهمیدم کی و کجا، اما به خودم که آمدم، دنیای کوچکِ خصوصی ام، پر از “او” شده بود.
یک عکس، دو عکس، سه تا… چشم که باز کردم اتاق کارم، پر از عکس های ربوده شده از غزلِ بی خبر از من، بود.حالا نه یکی و دو تا، صدها عکس از او من را در حصار خود نگه می داشتند. او را که می دیدم حالم خوب بود، اوضاعم رو به راه بود… می خندیدم، اصلاً شارژ می شدم برای یک هفته!
شاید “شیفته” کلمه ی مناسبی برای وصف حالم بود، من شیفته ی این دخترک سفالگر شده بودم.
او خودش بود، خودِ آنیمای من!
هر قدم که بر می داشت، هر حرفی که می زد، تمام رفتار هایی که در مواجه با موارد مختلف از خود بروز می داد، تماماً آن چیزی بود که من اگر زن بودم، انجام می دادم، او اصلاً خود من بود در یک قالب ظریف!
و من چقدر این خودِ جدای از خودم را دوست داشتم.